تبليغاتX
ما و فرزندانمان

ما و فرزندانمان

افراد بصری -افراد سمعی -افراد لمسی

نفوذ و تاثير گذاری

دنیای امروز دنیای ارتباطات است. ۷۵٪ اوقات روزانه ما ، صرف ارتباط با دیگران می شود و شاید بتوان گفت ۷۵٪ موفقیتهای ما به روابطمان وابسته است . وقتی ما بتوانیم ارتباطی صمیمانه برقرار کنیم ؛ بالطبع پیشنهادهای جالبی نیز به ما داده خواهد شد .تربیت دانش آموزان ،توجه به روحیات آنها ، ازدواجی مناسب ، شغلی عالی فکری نو و خلاق . برنامه ای تفریحی و ...

فکر می کنم خود شما بارها شاهد بوده اید که اشخاصی در کمترین زمان ، چنان در دیگران تاثیر مثبت و خوبی گذاشته اند که به راحتی برای در خواستهایی بزرگ پاسخ مثبت دریافت کرده اند و حال آنکه افراد دیگری ، علیرغم ارتباط طولانی چنین شانسی نداشته اند ! خودتان هم گاهی وقتها پیشنهادهای جالب خود را به دوستان قدیمی ، همکاران باسابقه و یا اعضای خانواده نداده اید بلکه این پیشنهاد ها را به کسانی داده اید که تازه با شما آشنا شده اند اما در پهنه قلب شما نفوذ کرده اند.

تمام افرادی که ما با آنها در ارتباطیم به دنبال گمشدهٔ خود در این دنیای بزرگ می گردند. خود ما نیز به دنبال کسی هستیم که اگر اوقاتی را با او سپری می کنیم این دقایق از بهترین ها و به یاد ماندنی ترین لحظات زندگی مان باشد و هر چه شناخت ما از خود و سپس از اطرافیان بیشتر باشد ارتباطمان شکل بهتری به خود می گیرد. اگر بتوانیم در چند برخورد اول مخاطب مان را بشناسیم شاید بتوانیم از تنش و درگیری های بعدی جلوگیری کرده باشیم و یا شاید سرعت برقراری ارتباطمان بیشتر باشد.

افراد را از نظر روحی می توانیم به سه دسته ۱ - بصری ۲ - سمعی ۳ - لمسی تقسیم کنیم و این از ضروری ترین دانستنی ها می باشد. ممکن است کسی هر سه حالت را داشته باشد اما به طور حتم یکی از این حالتها غالب است . حالا ببینیم که این کیفیت ها چگونه اند:

 

افراد بصری :

بصری ها افرادی هستند که بیشتر به کیفیتهای دیداری توجه دارند و تصاویر برایشان بیشتر جلب نظر می کند . از آنچه دیده اند بیشتر صحبت می کنند . هیجانی ترند . سریعتر صحبت می کنند . از حرکات دست بسیار استفاده می کنند و می کوشند سخنان خود را با حرکات به تصویر بکشند. چون سرعت کلامشان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی شان برابر نیست ، معمولا ً برای بیان اندیشه های خود شتاب دارند ، برخی کلمات را حذف می کنند و آنچه را می گویند به گونه ایست  که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند .

افراد بصری به رفتار ما ، به ظاهر ما و هر آنچه به چشم می آید ، بیشتر توجه می کنند . اینکه رفتار ما چقدر محترمانه است ، آیا به احترامشان بلند میشویم ؟ آیا چهره مان از دیدنشان شاد میشود ؟ آیا لباسهایمان تمیز و ظاهری آراسته داریم  برایشان بسیار با اهمیت است . بصری ها عاشق گل اند . دوستدار هدیه اند . به اینکه از دید دیگران چگونه اند خیلی اهمیت می دهند . بصری ها ، تصویری اند . با آنها باید پر شورتر و پر هیجان تر بود . باید خیلی خلاصه گفت . توضیح و تفسیر زیاد ، حوصله آنها را سر می برد.

وقت بصری ها را نگیرید . مقصود خود را زود اعلام کنید . آرامش افراطی و شل بودن ، بصری ها را کلافه می کند . آنها عاشق هیجان اند . اگر می خواهید در افراد بصری نفوذ کنید ، اگر می خواهید حرف شما را بهتر  بپذیرند و در خواست شما را اجابت کنند و اگر می خواهید با آنها صمیمی شوید در اجرای آنچه گفتم بکوشید                                                                                                                       .کافی است به دانش آموزی با چنین ویژگی مداد یا خودکار رنگی بدهیم تا شاهد پیشرفت روز افزون او باشیم.       

افراد سمعی :

این افراد بیشتر به کیفیتهای شنیداری توجه دارند و از آنچه شنیده اند بیشتر صحبت می کنند . کلام و طنین و آهنگ را به خاطر می سپارند . هیجان آرامتری دارند . آهسته صحبت می کنند و سعی می کنند که بیانشان شیوا و رسا باشد و به گفتار خود ، توجه خاصی نشان می دهند . سمعی ها ، به گفتار ما توجه خاصی دارند . به تحسین ها ، تقدیر ها ، تشکر ها ، به آنچه پشت سرشان گفته شده . به کنا یه ها ، به طعنه ها ، به گفتار مؤدبانه و محترمانه . به اظهار علاقه گفتاری . به جمله (دوستت دارم ) ، به گفتار نغز ، به کلام شیرین . به لحن و طنین . به موسیقی و خوش آهنگی صدا . با سمعی ها کمی آرامتر از بصری ها صحبت کنید اما مراقب باشید که خیلی هم آرام نشوید . خلاصه نکنید اما شرح و تفسیر فراوان هم ندهید . فصاحت و بلاغت را در سخن از یاد نبرید . تشویقتان بیشتر کلامی باشد . یک ( آفرین ) برای یک سمعی هزار مرتبه بیشتر ازیک شاخه گل می ارزد . به گفتار آنها بیشتر از بقیه گوش می دهید چون آنها خوش سخن هستند.

برای سمعی ها ، احترام کلامی مهمتر از احترام رفتاری است . تند صحبت کردن با آنها ، بی ادبی تلقی می شود . علاوه بر آنکه آن را نشانه اضطراب و نبود آرامش می دانند .

معمولا این دانش آموزان از رنگی نوشتن متنفرند واز یک رنگ در دفترهای خود استفاده میکنند.

لمسی ها :

این افراد ؛ بیشتر به کیفیتهای لمسی توجه می کنند . از آنچه لمس کرده اند بیشتر حرف می زنند و هیجانشان خیلی کم است . خیلی آرام اند . حتی یک نوع رخوت و سستی را می توان درآنها دید . احساس آنها از دیگران عمیق تر است و در ملایمت آنها متانت نیز هست . شاید بتوان گفت که لمسی ها از بصری ها متنفرند ! لمسی ها با آنچه با دست و تن حس می کنند خیلی میانه گرمی دارند . یک حمام آب گرم بیش از هر چیز دیگر ، او را در خلوت خود شاد می کند.

لمسی ها را باید در آغوش کشید . دستانشان را به گرمی فشرد و دست تحسین و صمیمیت بر پشتشان زد . آنقدر که با نوازش و در آغوش کشیدن و بوسیدن ؛ می توان محبت را به لمسی ها ابراز کرد با هدیه و گفتن ( دوستت دارم ) نمی توان . هل دادن  و تنه زدن ، آنچنان موجب آزارشان میشود که گویی تیر خورده اند . آنها ملایم صحبت می کنند و احساسات عمیقی دارند .

برای نفوذ در دیگران ، باید کیفیت احساس مخاطبمان را بشناسیم و بر اساس آن با او رفتار کنیم. همه ی ما می خواهیم که محبت کنیم و در دل دیگران نفوذ داشته باشیم اما چون هر کدام از ما به  زبان خود محبت می کند و براساس کیفیت حسی خود آن را ابراز می کند ؛ صمیمیت اتفاق نمی افتد . بنابر این مهمترین شرط نفوذ به دنیای دیگران ، درک و شناسایی کیفیت احساسی فرد مقابل است و سپس عمل کردن بر اساس آن .

 معلم موفق با توجه به تمام این خصوصیات کار تدریس را دنبال میکند .هرگز به خاطر حرکات دست وصورت دانش آموز بصری را توبیخ نمیکند یا ایرادی از دفاتر رنگی او نمی گیرد .دانش آموز سمعی  خود را متهم به نامرتبی دفاتر نمی کند یا او را وادار به رنگی نوشتن نمیکند .دانش آموز لمسی خود راسست نمیداند. در ضمن توجه دارد که ممکن است فردی تلفیقی از دو یا هر سه ویژگی راداشته باشد.

سه دوست با کیفیت های حسی متفاوت با هم به باغی می روند و هنگامی که برگشتند کافی است که از هر یک از آنها بپرسیم که گردش چطور بود؟ نفر اول می گوید: آنقدر زیبا بود که حد نداشت . آسمان آبی و درختها سرسبز، آب آنقدر زلال بود که کنار رودخانه معلوم بود. کاش با خودمان دوربین برده بودیم ... آفرین ، او یک فرد بصری است . نفر دوم اینگونه تعریف می کند: آدم واقعاً نیاز دارد گاهی از سر و صدای شهر دور باشد و به صدای طبیعت گوش دهد. صدای رودخانه آنقدر لذتبخش بود. باور کن پرنده ها قشنگ تر می خواندند... درست حدس زدید، او یک فرد سمعی است . نفر سوم می گوید: در آن سایه خنک که روی پوستمان وزش نسیم را کاملاً حس می کردیم و از همه بهتر وقتی بود که پاهایمان را در آب خنک فرو می بردیم ... این که دیگر از همه راحت تر بود. او یک فرد لمسی است . متوجه شدید که به راحتی می توان این حالتها را در افراد مختلف تشخیص داد. حال دانستن این موضوع شما را در ارتباط قوی تر و صمیمیت و تأثیر گذاری بیشتر کمک می کند. با هر تیپی از افراد باید مثل خودش و براساس کیفیت حسی خودش رفتار کرد. این به معنای خلاف میل خود عمل کردن نیست ، بلکه برای تأثیرگذاری بیشتر است . اگر لازم است از رئیس خود چیزی بخواهید، فرزندتان را در مورد موضوعی نصیحت کنید و یا همسر خود را راهنمایی کنید با دانستن این که با هر کسی با کیفیت حسی متفاوت چگونه رفتار کنید، بهتر می توانید ارتباط برقرار کنید و اطلاعات لازم را انتقال دهید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت   توسط  سید علوی  | 

جشن نوروز


پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

 روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

  نمادها ی هفت سین

 آنچه بر سر خوان نوروزی گذارده می شود به غیر از هفت سین  آینه و شمعدان و طبعا" شمع های فروزان ، نان ، شراب ، نارنج غوطه ور در آب ، شیرینی ، سکه ، سبزی خوردن ، تخم مرغ رنگ کرده ، ماهی قرمز ، اسفند، و گلدان سمبل است.  ابتدا بپردازیم به هفت سین که گفته اند شش نشانه است از برتری اهورامزدا بر اهریمن  سیب : نماد زایندگی و عشق است سنجد : سنجد میوه درخت کنار است که وقتی بارور می شود و عطر آن در فضا می پیچد تحریک کننده قوای احساسی انسان است و معتقدند که موجب عشق انسانها به یکدیگر می شود . به همین  دلیل سنجد هم سمبل عشق است.

سرکه : نماد صبر و شکیبایی است

سیر : نماد تندرستی است

سبزه : نماد باروری و نوزایی است

سماق: درباره سماق گفته شده به رنگ خورشید در حال طلوع است و مظهر طلوع و آغاز دوباره است

سمبل : آب سمبل روشنى دل مى‌باشد که مظهر ایزد بانوى نیرومند آب‌ها آناهیتاى بزرگ مى‌باشد که مقامى بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد. اناهیتا ایزدبانوى عشق،  بارورى، آب، برکت‌بخشى و پیروزگرى است

آینه : آینه نمادی از به خویشتن نگریستن و به درون نظاره کردن است . دقیقا" آن چیزی که در لحظه سال نو توصیه شده و در آن لحظه بی همتا که گذشته و آینده به هم پیوند می خورد  باید نظری کرد به خویشتن خویش

ماهی : نماد زایش‏، تازگى ، شادابى و تکاپو است

شمع : مظهر فروغ و روشنایی است

سکه : نشان ثروت و دارندگى است

اسپند : به معناى مقدس‏ و نماد دورکننده‌ى چشم بد است.

شکر و شیرینى : براى شیرین‌کامى همیشگى افراد خانواده است

نارنج : نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روى آب است. در اسطوره‌ى آفرینش‏ آمده است که پروردگار آب را آفرید و سپس‏ عرش‏ خود را بر آن بنا نهاد.

تخم‌مرغ : نماد آفرینش‏، نطفه و بارورى است

نان : نشان برکت و رونق روزی است

درباره سفره هفت سین همچنین گفته شده است که : سینها نمادی از صداقت ، عدالت و انصاف ، رفتار و کردار و گفتار نیک ، کامیابی و کامیاری ، پرهیزکاری و تقوا ، و بخشش هستند.

امیدوارم سال جدید برای همه شما سرشار از سلامتی و سربلندی باشد......

در کنار سفره هفت سین وقتی آیه ای از قرآن خواندید و دلتان سرشار از یاد خدای مهربان شد

یادتان باشد اینجا یکی محتاج دعایتان است...همیشه شاد باشید......

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

تست شیرینی و شخصیت شما

نوع شيريني که شما دوست داريد راز ها و حقايق بسيار دقيق و ظريف شخصيت شما را آشکار مي سازد.
کارول بلوم متخصص در اين زمينه و نويسنده کتاب "شيريني ها و شخصيت ها" معتقد است از آنجا که اين شيرينيها از خيلي قبل درست شده اند ريشه در دوران بچگي ما دارند و به همين خاطر براي بيشتر ما شيرينيها يادآور خاطرات خوب و احساساتي زيبا هستند و علت دوست داشتن يک شيريني خاص فقط دلايل شخصي دارد.


بنابراين شيريني مورد علاقه خود را انتخاب کنيد تا راز شخصيت شما را آشکار سازد.

 

 بيسکويتهاي کاکائويي کرم دار را مي پسنديد...

شما سرشار از الهامات و تفکرات تازه هستيد. بهترين طريقي که دوست داريد شيريني مورد علاقه خود را بخوريد کدام است؟ آن را به دو قسمت تقسيم کنيد؟ کرم آنرا جدا کنيد و بخوريد؟ آن را در ليوان شير خيس کرده بخوريد؟ به هر روشي که بيسکويتهاي کاکائويي مورد علاقه تان را نوش جان مي کنيد از آن لذت خواهيد برد. اين شيرينيها بيش از اينکه به خاطر مزه خوبشان معروف باشند به خاطر تفکرات نويني که شما پيرو آن هستيد و از آن لذت مي بريد معروفند. "بلوم" اعتقاد دارد : چنانچه شما عاشق اين بيسکويتها هستيد يک هنرمند با تصورات جالب مي باشيد که اين تصورات و ذهنيات لحظه اي شما را ترک نمي کنند شما مسلما بارها و بارها از طرف دوستان تشويق مي شويد و مورد توجه قرار مي گيريد. شما مي توانيد ايده هاي خوب خود را فروخته و ثروتمند شويد امتحان کنيد حتما موفق مي شويد.


شيريني هاي ساده بيسکويتي يا ويفري....


شما فردي با آگاهي و بينش بسيار و با فراست هستيد. هر چند که اين شيرينيهاي کره اي سنتي، خيلي مدرن و شيک نيستند اما مزه خوب و عالي آنها مي تواند روح زندگي را در شما بيدار کند. "بلوم" معتقد است از آنجايي که شما مي توانيد اين چيزها را در اين شيرينيها ببينيد ميتوانيد اين نکات را در ديگران نيز به همين خوبي ببينيد.

شما قدرتي منحصر به فرد در ديدن و ادراک آن قسمتي از يک شيي يا فرد داريد که ديگران قادر به ديدن آن نيستند. اين امر از شما يک قاضي ويژه شناخت شخصيت مي سازد يک فرد باهوش و تيزبين و خريدار سختگير و جدي شخصي که نمي توان به او دروغ گفت.



 شيريني هاي کشمشي و گردويي با طعم دارچين...


شما يک ماجراجوي واقعي هستيد. افرادي که عاشق مزه ها و طعمهاي نامعمول و در عين حال خوب هستند هيچگاه از امتحان کردن يک مزه خاص نمي هراسند و شايد به همين خاطر تن به ريسکهاي واقعي در زندگي مي دهند کودکان عاشق شما هستند چرا که شما هميشه در صدر جدول براي انجام يک کار خطرناک هستيد و بزرگسالان هم شما را دوست دارند زيرا زمانيکه با شما هستند آنها را زير باراني از خاطرات ماجراجويي و رفتارهاي منحصر به فرد قرار مي دهيد که باعث به وجود آمدن احساس عالي در آنها مي شود.


 شيريني هاي خانگي با طعم کاکائو، نارگيل،...


شما بسيار مهربان رئوف و گاهي ساده لوح هستيد. اين شيريني هاي ساده و در عين حال خوشمزه شما را به ياد روزهاي خوب گذشته مي اندازد و به خاطر همين است که شما عاشق آن هستيد شما به ياد گذشته ها بسيار دلتنگ مي شويد و هر لحظه از خاطرات خود را در حد توان ثبت مي کنيد ارزش هر لحظه گذشته براي شما برابر با يک موفقيت کاري است از آلبوم عکس تا نخستين نقاشي شما تاريخچه يک فاميل را با خود به يدک مي کشيد. آيا در گذشته خود گرفتار شده ايد؟ به هيچ وجه شما با تمام توان و انرژي خود در حال زندگي مي کنيد و در هر لحظه در حال بازسازي خاطرات گذشته و يا ساختن خاطراتي نوين با دوستان و آشنايان خود هستيد.

 

شيريني های مربايي(انجير،آلبالو،...)

 شما مصمم و با اراده هستيد. افرادي که عاشق اين نوع شيريني هستندبسيار تمايل دارند بزرگسالاني مسوول و مسووليت پذير باشند يک مدير استثنايي که به خانه نرسيده صورتحسابها و نامه ها را رسيدگي مي کند . آماده شدن براي آينده و حوادث غير منتظره تمام تلاش و انرژي شما را مي گيرد اما فراموش نکنيد در ازاي کار سختي که انجام مي دهيد سرمايه لازم را نيز براي زندگي آينده خود پس انداز کنيد تلاش شما بايد نتيجه مثبتي داشته باشد و بهترين راه انعکاس آن در زندگي فرزندانتان مي باشد . مزه شيرين اين شيريني هميشه روياي شيرين يک زندگي راحت را براي شما تداعي می کند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

ملاصدرا مي گويد :

ملاصدرا مي گويد :


خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان ، اما به قدر فهم تو كوچك مي شود


به قدر نياز تو فرود مي آيد ، و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود


و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود ، يتيمان را پدر مي شود و مادر


محتاجان برادري را برادر مي شود ، عقيمان را طفل مي شود


نا اميدان را اميد مي شود ، گمگشتگان را راه مي شود


در تاريكي ماندگان را نور مي شود ، رزمندگان را شمشير مي شود


پيران را عصا مي شود ، محتاجان به عشق را عشق مي شود







+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

8 تاکتیک برای زندگی بی دغدغه

با استفاده از ۸ تکنیک ارائه شده در زیر پس از مدتی درک می‌کنید

که در زندگی‌تان مشکلات کم‌تری رخ می‌دهند و احساس ناامیدی

کم‌تری به شما دست خواهد داد. در عوض به این نتیجه می‌رسید

که موقعیت‌های بی‌شماری پیش روی‌تان قرار دارند و متوجه می‌شوید

که چگونه می‌توانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید.



۱) از خود سؤال کنید که چه کاری در این شرایط جواب می‌دهد؟


حتی زمانی که احساس می‌کنید هیچ کاری از دست‌تان بر نمی‌آید،

به دقت فکر کنید و مطمئنا" یک راه پیدا می‌کنید که به شما کمک کند.

خوب همین امر هم جای خوشحالی دارد. حال چگونه می‌توانید آن‌را

به کار بندید و ارتقا دهید؟ با مطرح کردن این سؤال خودتان را از دایره‌ی

منفی‌گرایی‌هایی نظیر "واقعا" ناامید‌کننده" است، نجات داده‌اید و

می‌توانید بر روی نکات مثبت تمرکز کنید.

به این طریق شما راهی را پیدا کرده‌اید که شما را به نتیجه می‌رساند

و راهی را به شما نشان می‌دهد که بتوانید از ناامیدی‌ها نجات پیدا کنید.

در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفت‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

هر کاری را که با موفقیت انجام می‌دهید، یادداشت کنید. اگر این کار

را به‌صورت ماهانه انجام دهید آن وقت می‌توانید دریابید که در طول

یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده‌اید.



۲) رکورد کارهای خود را ثبت کنید.



هر کاری را که با موفقیت انجام می‌دهید، یادداشت کنید. اگر این کار

را به‌صورت ماهانه انجام دهید آن وقت می‌توانید دریابید که در طول

یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده‌اید. خودتان از هم میزان موفقیت‌هایتان

شگفت‌زده خواهید شد. اگر هم دیدید که در لیست شما آیتم‌های

زیادی نوشته نشده‌اند، چشم‌های‌تان باز می‌شود و متوجه می‌شوید

که بیش از آن‌که کار کنید، وقت گذرانی می‌کنید و یا انرژی خود را

صرف کارهای بی‌ارزش می‌کنید و باید حواس خود را بیش از این‌ها

جمع کنید. باید به جایی برسید که لیست‌تان از آیتم‌های مختلف پر شود

تا بتوانید پیشرفت کنید. با تهیه‌ی لیست هم‌چنین می‌توانید به راحتی

تشخیص دهید که در کدام زمینه‌ها مؤثرتر عمل کرده‌اید و در کدام

قسمت‌ها کمی ضعیف بوده و نیاز به تلاش بیش‌تری دارید.



۳) بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید.



هدف اصلی‌تان را در ذهن خود تجسم کنید. نتیجه‌ی مورد علاقه‌تان

چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آن قدر شلوغ می‌شود و خودمان

را سرگرم حل درگیری‌ها و مشکلات پیش پا افتاده می‌کنیم که

یادمان می‌رود هدف اصلی زندگی‌مان چیست. سعی کنید تا آن‌جایی

که می‌توانید از پرسیدن این سؤال: "چرا چنین اتفاقی افتاد؟"

پرهیز کنید، چرا که پرسیدن این سؤال شما را در گذشته نگه داشته

و جلوی پیشرفت‌تان را می‌گیرد. این سؤال هیچ گونه راه حلی

برای حل مشکل، به شما معرفی نمی‌کند. چیزی که باید به آن

توجه داشته باشید دو سؤال زیر است:



- این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟

- برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟


۴) هیاهو را کنار بگذارید و ساده‌سازی را رواج دهید


.
زمانی‌که برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آن قدر

درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته کارهای جانبی بسیار زیادی را

به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که ممکن است این موارد

به شما کمک کنند.

شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی

راه‌های مختلف تمرکز کرده و آن‌ها را در ذهن تجسم کنید.

اگر نگاهی به سایت‌های اینترنتی انداخته باشید پر است از تبلیغاتی

نظیر "راه‌های ساده برای راه‌اندازی و اداره‌ی وب سایت" ،

"راه‌های آسان کسب درآمد" و.... این قبیل موارد تنها به عنوان

هیاهو حساب می‌شوند و باید بدانید که حتی خواندن آن‌ها هم ممکن

است وقت شما را تلف کند. این طور آگهی‌ها فقط وقت شما را تلف

کرده و پول‌های‌تان را به تاراج می‌دهند. آن‌ها هیچ اهمیتی به موفقیت

و یا شکست شما نمی‌دهند. البته بیش‌تر افراد زمانی که از روند کند

کار خود خسته می‌شوند، معمولا" به چنین مواردی روی می‌آورند

و تبلیغاتی نظیر "این همان چیزی است که شما نیاز دارید" و

"ما همه چیز را برای شما آسان کرده‌ایم" روی می‌آورند.

اگر آینده‌نگر باشید، می‌توانید به خوبی پیش‌بینی کنید که اگر برای ۶ ماه

بر روی کار فعلی خود تمرکز کنید، آن وقت از تمام این پیشنهادهای

جور به جور منفعت بیش‌تری عایدتان خواهد شد. دیگر نمی‌خواهیم

در این‌جا اشاره کنیم که در صورت رجوع نکردن به این تبلیغات، پول

خود را دور نریخته و همان اندازه‌ای که قرار بوده بابت این تبلیغ‌ها

پرداخت کنید را جمع می‌کنید. ببینید چه چیزی در زندگی‌تان اولویت

دارد و ابتدا همان را انجام دهید. هر کاری که وقت و هزینه شما را

تلف می‌کند و هیچ حاصلی در بر ندارد باید از برنامه‌ی زندگی‌تان حذف شود.


۵) راه حل‌های چند جانبه



شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی

راه‌های مختلف تمرکز کرده و آن‌ها را در ذهن تجسم کنید. به خودتان

بگویید که من باید به عنوان مثال ۸ راه حل مختلف برای فائق آمدن

بر مشکل فعلی خودم پیدا کنم. تنها دانستن این مطلب که شما راه

حل‌های متفاوتی پیش روی‌تان قرار دارند به شما کمک می‌کند که

احساس بهتری پیدا کنید. بر طبق لیستی که تهیه کرده‌اید، انتخاب‌های

متفاوت انجام دهید و کار خود را بر روی برنامه دنبال کنید.

بهتر است بیش‌تر آن وقتی را که می‌خواهید صرف نگرانی و ترس و

منفی‌بافی کنید، صرف مثبت‌اندیشی کنید.



۶) اهل عمل باشید .



شما زمانی که به ناامیدی می‌رسید معمولا" شور و اشتیاق اولیه‌ی

خود را از دست می‌دهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع

مورد نظر فکر کنید. مسئله‌ای که برای‌تان پیش آمده دشوار است،

از آن ناامید شده‌اید و احساس می‌کنید که نمی‌توانید کار به جایی ببرید.

بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برای‌تان جالب‌تر به نظر

می‌رسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از

کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته

باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کرده باشید، گذر ازاین

دست‌اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند. همان‌طور

که توماس ادیسون گفته: "بسیاری از افراد شکست‌خورده کسانی

هستند که متوجه نبوده‌اند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شده‌اند."



۷) تجسم نتیجه‌ی مثبت



بهتر است بیش‌تر آن وقتی را که می‌خواهید صرف نگرانی و ترس و

منفی‌بافی کنید، صرف مثبت‌اندیشی کنید. بزرگ‌ترین قهرمانان ورزشی

جهان خودشان را در حالی تجسم می‌کنند که بدون هیچ گونه عیب

و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان می‌رسانند. هیچ جایگاهی

برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی

است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و

اهداف‌تان می‌رسید. خودتان راتصور کنید که به آرزوهای‌تان رسیده‌اید،

چه احساسی دارید؟ چه می‌گویید؟ بر روی این کار وقت بگذارید؛ این

امر به شما امید می‌دهد تا راه‌تان را ادامه دهید.



۸) مثبت باقی بمانید.


معمولا" موارد مختلف به آن اندازه‌ای که آن‌ها را در ابتدای کار می‌بینید

بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آن‌چه هستند به نظر می‌رسند

تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی

نداریم. کمی استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعی می‌تواند به

شما کمک کند. این گونه احساس‌ها به سرعت از میان می‌روند و شما

مجددا" به حالت عادی باز می‌گردید. یک ذهن باز خیلی راحت‌تر می‌تواند

راه حل‌های متفاوت را پیدا کرده و آن‌ها را به کار ببندد تا یک ذهن کسل

و خسته. یک ذهن ناامید به همه چیز این طور نگاه می‌کند: "فایده‌اش چیست؟"


به هر حال باید هم‌چنان بدانید که گزینه‌های مختلف چه هستند و بر

طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل

مناسب را انتخاب کرده، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید و

سپس عکس العمل مناسب نشان دهید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

3مورد درباره ي تاديب و تربيت نفس :

امام صادق (ع) فرمودند :

تو را به 9 چيز سفارش مي كنم كه آن ها توصيه ام به آرزومندان راه خداوند است

و از پروردگارم خواهانم تو را در انجام آن ها موفق بدارد :


3 مورد درباره ي تاديب و تربيت نفس :


1. مبادا چيزي بخوري كه به آن اشتها نداري كه اين حماقت و ناداني به دنبال دارد .

2. نخور مگر آن گاه كه گرسنه شوي.

3. و چون خواستي بخوري با نام خدا از حلال بخور .


3 مورد درباره ي صبوري :


1. اگر كسي پرگويد : اگر سخن گويي ده برابر شنوي ،

تو بگو : اگر ده تا بگويي يك سخن هم نشنوي .

2. اگر كسي به تو دشنام دهد به او بگو : اگر در گفته ات راستگو باشي

از خدا مي خواهم كه از من درگذرد و اگر دروغگو باشي از خدا خواهم از تو درگذرد .

3. اگر كسي تو را تهديد به ناسزا گويي كند او را به خيرخواهي و مراعاتش مژده ده .


3 مورد درباره ي علم :


1. آنچه را نمي داني از دانايان بپرس ، مبادا سوالي براي امتحان

كردن و به زحمت انداختن از آنان بپرسي .

2. مبادا بر اساس خود رايي و خود محوري دست به كاري زني ،

در كاري كه زمينه ي احتياط وجود دارد مسير احتياط را رها مكن .

3. از فتوا دادن بگريز و مراقب باش گردن خويش را پل عبور مردم قرار ندهي .

 





+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

نماز خواندن بر آرامش کودکان تاثیرات مثبت فراوانی دارد

نماز خواندن بر آرامش کودکان تاثیرات مثبت فراوانی دارد

رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء
پروردگارا ! من و فرزندانم را از اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما.
سوره مباركه ابراهیم ـ آیه شریفه  
40


عبارت مشهور"العلم فی الصغر، كالنقش فی الحجر"(دانش در كودكی، مانند نقش پایدار در سنگ است)، امروزه با پیشرفت دانش پزشكی و روان پزشكی و به خصوص با پیدایش روان كاوی توجیه كامل علمی پیدا كرده است.
روان شناسی مدرن، با تداعی از مكتب روان كاوی فروید و نظریات "ژان پیاژه"، "جان باولف" و بسیاری از دانشمندان دیگر، به ما می گوید كه مهم ترین دوران زندگی بشر كه به وجود آورنده شخصیت نهایی او خواهد بود، دوران كودكی است. بر این اساس هر قدمی كه در جهت ایجاد سلامت روانی اطفال برداشته شود، به نوبه خود سبب ایجاد جامعه ای سالم و موفق خواهد شد.
اما بزرگ ترین موهبتی كه ممكن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یك طفل نورسیده گردد، پای گذاشتن او در خانواده ای مؤمن و نمازگزار است.
تعالیم آیین حیات بخش اسلام كه حتی كوچك ترین مسائل بشری را بدون پاسخ نگذاشته است، از همان بدو تولد نوزاد برای او برنامه ها و روش های متعددی دارد كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت همیشگی انسان است.
از جمله در بعد سلامت روانی، آیین اسلام به والدین و به خصوص پدر، مؤكداً حكم كرده است كه مثلاً نام نیك بر بچه بگذارند(1) و امروز علمای روان شناسی متفقاً به این نتیجه رسیده اند كه چگونه نام یك كودك در شكل گیری شخصیت او تأثیر گذار است و چگونه یك نام بد ممكن است،موجبات تحقیر كودك(مثلاً تمسخر او توسط همسالان) و در نتیجه تزلزل شخصیتش گردد و یا هنگامی كه روان كاوی در قرن بیستم، حكایت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسی در وجود اطفال می كند ، آنگاه مفهوم عمیق آن بخش عظیم از احادیث و روایات معصومین(ع) كه مثلاً بوسیدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگی منع كرده اند.(2)
در هر صورت كودكی كه در خانواده مؤمن و نمازگزار به دنیا می آید و زمزمه حیات بخش اذان و اقامه در گوش راست و چپش نخستین نغمه زندگی او می گردد، كودكی است كه گام در مسیری سعادت بخش گذاشته است.
تغذیه كودك تا دو سال به وسیله شیر مادر و بهره مندی كامل او از آغوش پر مهرش كه یك موهبت اسلامی است به او ایمنی محیر العقولی در مقابل بخش عظیمی از بیماری های روانی می بخشد، مثلاً احتمال اضطراب یا افسردگی كه بر اثر جدایی از مادر به وقوع می پیوندد، بسیار كم می شود. چرا كه امروزه روشن شده است اكثر كسانی كه به دام مهلك اعتیاد گرفتار می آیند كسانی هستند كه در كودكی، از شیر و آغوش مادران شان محروم بوده اند.(3)
شیوع اسكیزوفرنی كه خطرناك ترین و مهلك ترین بیماری در روان پزشكی است در بچه های خانواده های مسلمان و نمازگزار بسیار کم است، چرا كه علم امروز ثابت كرده است كه بروز اسكیزوفرنی، ارتباط معنی داری با وجود سیستم زن سالاری در اداره خانواده ها دارد(4) که مسلماً در خانواده های نمازگزار، با رعایت اصول درخشان قرآنی، از قبیل(الرجال قوامون علی النساء) و رد صریح و قاطع سیستم شوم "زن سالاری‌"، قدم بزرگی در جهت كاهش میزان ابتلا به این اختلال برداشته می شود.
همچنین درباره آثار مثبت و متعدد، قانون مؤكد اسلامی مبنی بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگی و پرهیز از تنبیه و محدودیت برای آنها می توان تعمق بسیار نمود.
اما بعد دیگر،تأثیری است كه نماز به طور مستقیم بر حالات روانی اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل می شود.
شروع نماز در سنین كودكی سبب می شود كه او این صفت حسنه را به صورت یك عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملكه نماید و جزو برنامه های همیشگی زندگی خود، قرار دهد و در نتیجه از همه فواید نماز، در بعد سلامت روانی در آینده برخوردار گردد.
به علاوه با شروع نماز در دوران كودكی، مفاهیمی مثل خدا و مذهب و دستوراتی مثل تعالیم اسلامی، چنان در ذهن پذیرنده و شفاف كودك كه هنوز سنگینی و تیرگی گناهان ظرفیت های فكری و مغزی او را آلوده نكرده است، جای می گیرد كه امكان شك و تردید در این زمینه در آینده بسیار كاهش می یابد.
این نكته به خصوص باید مورد توجه خانواده هایی قرار گیرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان می دانند اما وقتی كه فرزندشان به سن تكلیف می رسد او را به بهانه این كه:
"هنوز خیلی كوچك است !" به خواندن نماز تشویق نمی كنند. این مسئله كه با كمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها كه سن تكلیف آنها پایین تر است(9 سالگی)، شیوع بیشتری دارد، مسبب عوارض مخرب بسیاری در آینده كودك خواهد شد.
در حقیقت پدر و مادرانی كه با دلسوزی ساده اندیشانه، فرزند خود را به برپاداری نماز تشویق نمی كنند، خیانت بزرگی از جهت محروم نمودن كودك خویش از این نعمت بزرگ مرتكب می شوند. چرا كه به این ترتیب گویی به آلودگی كودك خویش، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختی ها و بیماری های جسمی و روانی، رضایت داده اند و او را به خسارت سنگین در دنیا و آخرت محكوم نموده اند.
به همین دلیل است كه آیین مقدس اسلام و به خصوص ائمه بزرگوار شیعه(ع) با توصیه های مؤكد، مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز به كودكان فرا خوانده اند و حتی با این كه از مجازات ها و تنبیهات بدنی در مورد كودكان، به خصوص قبل از 7 سالگی، منع نموده اند در مورد ترغیب به نماز گاهی امر به تنبیه كودكان فرموده اند. در این مورد در حدیثی معتبر از حضرت امام صادق(ع) آمده است كه فرمودند: چون پسر، سه ساله شود، پدر و مادر به او می گویند كه: هفت مرتبه بگو "لا اله الا الله" و چون سه سال و هفت ماه و بیست روز از عمرش بگذرد، به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: "محمد رسول الله" ، پس چهار سالش تمام شود به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: "صلی الله علی محمد و آله" پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا می دارند كه خدا را سجده كند.
اما چون شش سالش تمام شود. نماز را به او یاد می دهند و چون هفت سالش تمام شد، وضو را به او یاد می دهند و او را به نماز امر می كنند و چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را به خوبی به او می آموزند و از ترك وضو و نمازاو را نهی کنند. پس چون كودك وضو و نماز را یاد گرفت، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزید.(5)
مفاهیم عمیق این حدیث از جمله این كه اقامه نماز پس از اقرار به توحید و نبوت(كه اساسی ترین اصول اعتقادی اسلام هستند) قرار گرفته و این كه عمل به این حدیث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقی شده است، باید به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگیرد.
پی نوشت:
1- حدیث از امام صادق(ع) ـ كافی جلد 6 صفحه 49
2- برای مشاهده این قبیل احادیث مراجعه كنید به كتاب ارزشمند حلیه المتقین، اثر علامه بزرگ مجلسی(ره)، صفحه 49
3- برای مطالعه درباره تاثیرات روانی تغذیه با شیر مادر رجوع كنید به مجموعه مقالات سمینارهای مربوطه و به خصوص تحقیقات آقای دكتر یاسمی(روان پزشك)
4- رجوع كنید به مجموعه ارزشمند و بی نظیر"اولین دانشگاه، آخرین پیامبر" اثر جاودانه شهید دكتر سید رضا پاك نژاد ـ جلد 21
5- حلیه المتقین، علامه مجلسی (ره) صفحه 93

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

زنگ تفریح

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.

کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت : سلام.

رییس پرسید: بابا خونس؟

صدای کوچک نجواکنان گفت: بله.

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

کودکی خیلی آهسته گفت: نه.

رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: مامانت اونجاس؟

ـ بله.

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

دوباره صدای کوچک گفت: نه.

رییس به امید این که شخص دیگری در آن جا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: آیا کس دیگری آنجا هست؟

کودک زمزمه کنان پاسخ داد: بله، یک پلیس.

رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟

کودک خیلی آهسته پاسخ داد: نه، او مشغول است؟

ـ مشغول چه کاری است؟

کودک همان طور آهسته باز جواب داد: مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.

رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: این چه صدایی است؟

صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: یک هلی کوپتر.

رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: آن جا چه خبر است؟

کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.

رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: آن ها دنبال چی می گردند؟

کودک که هم چنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: " من. "
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

رفتار‌های تشویق کننده در یادگیری کودکان

نگاه اجمالی
پدر و مادر نقشهای متعددی را در زندگی کودک ایفا می‌کنند یکی از آنها ایجاد محیط با محبت و با تحرک برای کودک است. دیگری نظارت منظم بر رشد سالم اوست و وطیفه دیگر کمک به کودک برای ایجاد تصویر خوب از خود (Self) (نگرش مثبت به خود به عنوان یک فرد مفید) است. اگر چه برای ایجاد تصویر خوب از خود والدین تنها عامل تاثیرگذار نیستند ولی داشتن رابطه مشترک بزرگ وارانه ، ابراز همدردی و احترام ، اهمیت دادن پذیرش کودک بدون تعیین شرط و شروط ، تشویق رفتار و تفکر آزاد و دادن استقلال رفتاری و فکری در چارچوبهای مشخص مسلما بهترین کارها برای ایجاد چنین تصویری خوب از خود می‌باشد.

در کل آنچه می‌خواهیم بگوییم و لازم است والدین بدانند این است که کودک از بدو تولد شروع به جذب اطلاعات می‌کند و قسمت زیادی از این اطلاعات را از والدین می‌گیرد. بنا براین مسئولیت کامل یادگیریهای اولیه (Primary learnings) کودک بر عهده والدین است و نقش آنها به عنوان معلم اهمیت زیادی دارد.
قرار دادن اهداف مناسب
از قرار دادن اهدافی که مبهم یا پیوسته فراتر از توانایی‌های کودک هستند خودداری کنید هرگز کمال گرا نباشید و از کودک خود توقع نداشته باشید که کارها را به شیوه صحیح و کامل آن انجام دهد زیرا این مسئله سبب سرخوردگی شما و کودکتان خواهد شد و نهایتاً کودکی سرخورده و غمگین خواهید داشت که فاقد شکوفایی و رشد دلخواه است راه درست این است که فکر خود را بر کمبودها متمرکز نکنید بلکه تمرکز خود را معطوف به هر عمل مثبت یا پیشرفت کودک و تقدیر از آنها کنید.
همواره مشارکت کنید
یکی از وظایف معلم فرزند خود بودن این است که والدین واقعا باید کارهایی را انجام دهند. در واقع شما به عنوان والدین کودک مجبورید خیلی بیشتر از آنچه خودتان تمایل دارید کار انجام دهید. کودک قبل از سن هشت سالگی (و حتی پس از هشت سالگی) اکثراً از طریق تقلید Imitation) ) یاد می‌گیرد و یکی از بهترین راهها برای نشان دادن یک نمونه خوب برای تقلید کردن این است که برخیزید و در مقابل یا همراه کودک خود کاری انجام دهید.

این بدان معناست که والدین نباید فقط به دستور دادن یا راهنمایی کردن کلامی کودک اکتفا کنند بجای اینکه به کودک بگویید برو اسباب بازیهایت را جمع کن باید دست فرزند خود را بگیرید، زانو بزنید و جمع کردن اسباب بازهها را بصورت بازی و نمایش با هم انجام دهید و بگویید وقتش است اسباب بازیهایت را جمع کنی حرکت توام با مقدار کمی خیال پردازی و شوخ طبعی و … برای وادار کردن کودک به انجام آنچه شما می‌خواهید بسیار مفید است.
تکرار کنید ، تکرار کنید و تکرار کنید
در مورد تمام کودکان و بویژه کودکان کم سن و سال هر چند خسته کننده ولی ضروری است که بارها و بارها به آنها گفته شود که یک کار را انجام دهند. به عنوان مثال فرض کنید یک کودک خردسال به هنگام خوردن غذا ، صرف نهار یا انتظار برای چیزی آرام نمی‌نشیند در این صورت ممکن است شما مجبور باشید پیامهای معینی مثل «ما هنگام غذا خوردن پایمان را تاب نمی‌دهیم و به صندلی لگد نمی‌زنیم را برای ماهها و ماهها تا زمانی که بدن کودک هم مانند ذهنش پیام را دریافت کند.
نمونه‌های مثبت را ارائه کنید
تا حد امکان مسائل را به شیوه مثبت بیان کنید جملات منفی از همان لحظه‌ای که شروع به صحبت می‌کنید ایجاد ناراحتی می‌کنند مغز کودک حتماً تمامی کلمات را پردازش نمی‌کند و ممکن است جمله منفی شما برعکس درک شود. فقط در سن مدرسه است که کودک آمادگی پاسخ دادن به دستورات صرفا کلامی بدون همراهی کلمات را دارد بنابراین تا جایی که می‌توانید سخنان خود را با نمایش و حرکت دستها بیان کنید و به کودک خود تصویری از کار مورد نظر را ارائه کنید.
اطمینان حاصل کنید که کودک شما می‌تواند دستورات را به یاد بیاورد
حافظه کودک شما ظرفیت کمی دارد و بنابراین نمی‌توانید انتظار داشته باشید رفتار صحیح را به یاد بیاورد اگر چه آنها را بارها و بارها نشان داده باشید. یادگیری کودک از طریق رشد تدریجی و تکرار (که سبب شکل گیری عادتها در کودک می‌شود) بوجود می‌‌آید. در واقع انتظار یادآوری مطالب از کودک «زیر پنج سال» زیاد خواهی است و هنگامی که حافظه او به رشد کافی برسد مطالب را پس از چند بار گفتن خیلی سریع به خاطر خواهد آورد.
عدم مداخله
بسیاری از کودکان از نظر تمرکز طولانی مشکل دارند و پرورش آن نیز دشوار است. در واقع این موضوع طبیعی است که کودک خردسال به اندازه افراد بالغ تمرکز نداشته باشد. یکی از کارهای اصلی و خوبی که می‌توانید جهت حفظ تمرکز کودک انجام دهید، این است که وقتی «مجذوب و مشغول» چیزی شده است مداخله نکنید و زمانی که توجه کودک خود به خود به چیزی معطوف شد از کار خوب او تقدیر کنید.
توجه کنید
«توجه کردن» به یک کودک خردسال باید نمایشی (با اعمال و رفتار) و واضح باشد، کود نسبت به اینکه والدینش به او توجه می‌کنند یا نه؟ بسیار حساس است. کودک والدین را به خاطر عدم توجه یا سرزنش می‌کند یا دست و لباس آنها را به منظور جلب توجه می‌گیرد. کودک هنگامی احساس مورد توجه واقع شدن می‌کند که با او «تماس چشمی» برقرار شود یا کارتان را به خاطر او رها کنید؛ و این کاری است که والدین باید انجام دهند. اگر والدین این کار را از سن خیلی پایین شروع کنند کودک می‌فهمد که دارای «صدا» است و به عنوان یک انسان مورد احترام.
کودک را با موارد منع آشنا کنید
با وجود اینکه مسائل باید با ارائه نمونه و جملات مثبت به کودک ارائه شوند ولی مواردی نیز وجود دارد که لازم است کودک «نه» بشنود تا بفهمد «نه» یعنی «ممنوعیت در انجام کاری» البته هنگامی که به کودک «نه» گفته می‌شود لازم نیست این کار به شکل رویارویی مستقیم و برخورد اراده‌ها انجام شود. در واقع همیشه ارزش دارد که قبل از گفتن «نه» چند لحظه دست نگه داریم تا از قصد و نیت اصلی کودک مطمئن شویم و در مورد واکنش صحیح خود کمی فکر کنیم. یکی از بهترین راهها برای انجام این کار معطوف کردن حواس کودک به یک موضوع دیگر است (موضوعی که می‌دانیم کودک بدان علاقه دارد).

سه موضوعی که لازم است کودک از آنها منع شود عبارتند از: «انجام کارهای خطرناک نظیر دست زدن به اجاق گاز و … ، اذیت کردن دیگران با کارهای خود نظیر با سر و صدا بازی کردن و… ، ایجاد خسارت با کارهای خود نظیر رنگی کردن دیوارهای اتاق با مداد رنگیهایش و… » والدین می‌توانند برای جلوگیری از کارها ، کارهایی نظیر «پوشاندن لباسهایی که کودک دوست دارد» را انجام دهند.
+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت   توسط  سید علوی  | 

10 نکته مهم و ساده که اگر رعایت کنید در زمان زلزله هیچ مشکلی برایتان پیش نمی‌آید!

متن زير توسط اداره كل تاسيسات برقي مديريت انرژي ترجمه و جهت بهره برداري به شرح ذيل ارائه می‌گردد ...

متن زیر توسط اداره كل تاسیسات برقی مدیریت انرژی ترجمه و جهت بهره برداری به شرح ذیل ارائه می‌گردد
انتظار می‌رود كه این متن بتواند اطلاعات مفیدی را در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد

نام من doug copp و رئیس گروه نجات و مدیر تیم آمریكائی نجات بین المللی(ARTI) American Rescue Team International هستم. این تیم از مجربترین گروه های نجات می‌باشد . نوشته های متن زیر می‌تواند جان افراد زیادی را در هنگام وقوع زلزله از مرگ نجات دهد. من به درون 875 ساختمان فرو ریخته ناشی از زلزله خزیدم و با گروه هاای نجات 60 كشور كار كرده و در تعداد زیادی ازكشورهای جهان گروههای نجات را سازماندهی نمودم و عضو گروه نجات خیلی از این كشورها هستم . همچنین به مدت دو سال به عنوان كارشناس سازمان ملل در زمینه تخفیف فاجعه (UNX051-UNIENET) بودم و از سال 1985 به بعد در صحنه بلایای طبیعی عمده جهان بجز مواردی كه فاجعه آنی بوده، شركت داشتم.
در سال 1996 ما یك فیلم مستند ساختیم كه صحت متدولوژی ارائه شده توسط بنده را تایید می‌كرد. دولت مركزی تركیه و مقامات محلی و دانشگاه شهر استانبول در تهیه و فیلم برداری از این آزمایش علمی‌و عملی با تیم ARTI همكاری داشتند. ما یك مدرسه و یك خانه را با 20 مانكن در داخل آن فرو ریختیم ، 10 مانكن را بصورت (Duck And Cover) (خمیده و پنهان شده )و 10 مانكن دیگر را به روش بقای خودم تحت نام ((Triangle Of Life )مثلث حیات) استفاده كردیم. پس از فرو ریختن ناشی از زلزله مصنوعی، ما به درون آوارها خزیدیم و وارد ساختمانها شدیم تا نتایج آزمایش را فیلمبرداری و مستند كنیم در این فیلم كه فنون زنده ماندن خود را تحت نظارت مستقیم و شرایط علمی‌مرتبط با ریزش آوار تمرین نمودیم به روشنی نشان می‌دادآنهائی را كه از روش (Duck And Cover) ( خمیده و پنهان شده ) استفاده كردند، شانس زنده ماندن آنها صفر درصد و برای آنهائی كه از روش ما )مثلث حیات) استفاده كردند، 100 درصد بود.این فیلم در تركیه و كشورهای اروپائی توسط میلیونها تماشاچی دیده شد و در ایالات متحده و كانادا و آمریكای لاتین هم از طریق تلویزیون به نمایش گذاشته شد.

اولین ساختمانی كه بداخل آن خزیدم، مدرسه ای در شهر مكزیكوسیتی و درجریان زلزله سال 1985 بود همه بچه ها در زیر میزهایشان بودند و همگی تا ضخامت استخوانهایشان در هم كوبیده شده بودند . آنها می‌توانستند زنده بمانند اگر در كنار میزهایشان و در راهروی بین میزها دراز می‌كشیدند. كاری كه انجام داده بودند غیر معقول و غیر ضروری بود و در تعجب بودم كه چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمی‌دانستم كه به آنها گفته شده بود كه خود را زیر چیزی پنهان سازند.
بسادگی می‌توان دریافت‌، هنگامیكه ساختمانها تخریب می‌شوند وزن سقف كه بر روی اشیاء و مبلمان فرود می‌آید ، آنها را درهم می‌كوبد و فضای خالی ای را در كنار آنها ایجاد می‌نماید این فضا همان چیزی است كه من به آن مثلث حیات((Triangle Of Life می‌گویم هر اندازه اشیاء بزرگتر و محكم تر باشند كمتر فشرده می‌شوند و هر اندازه كمتر فشرده شوندفضای خالی كه احتمال زنده ماندن افرادی را كه به آن پناه می‌برند بیشتر می‌شود یك بار دیگر می‌توانید ساختمان فرو ریخته را در تلویزیون نگاه كنید مثلث هایی را كه شكل گرفته اند را شمارش كنیدآنها در اكثر نقاط وجود دارند و از معمول ترین اشكالی هستندكه در داخل آوارها به راحتی می‌توانید مشاهده نمایید

من و كاركنان سازمان آتش نشانی شهر (Trujilloتروجیلو) (با جمعیتی 750،000 نفری) را برای چگونه زنده ماندن و محافظت و نجات خانواده‌هایشان در هنگام وقوع زلزله آموزش دادم. رئیس آتش نشانی شهر (Trujillo) تروجیلو كه خود استاد دانشگاه این شهر هم می‌باشد همواره مرا همراهی می‌كرد و خود گواه حوادث اتفاق افتاده بود.مطلب ذیل گفته او می‌باشد.
"نام من روبرتو روزالس است هنگامیكه 11 ساله بودم در اثر بروز زلزله سال 1972كه بیش از 70،000 نفرتلفات داشته است، در داخل ساختمان فروریخته بدام افتادم وآنچه باعث نجاتم گردید مثلث حیاتی بود كه در كنار موتورسیكلت برادرم بوجود آمده بود. كلیه دوستانم كه در زیر میز یا تخت رفته بودند در زیر آنها له شده و جانشان را از دست داده بودند. من مثال زنده‌ای از ((Triangle Of Life ( مثلث حیات ) هستم و دوستانم مثالی از (Duck And Cover) ( خمیده و پنهان شده ) كه همگی جانشان را از دست دادند."

نكات و توصیه هاب مهم آقای doug copp

1- در هنگام بروز زلزله و فرو ریختن ساختمان هر كسی كه از روش (Duck And Cover) ( خمیده و پنهان شده ) استفاده كند بدون استثناء و همواره محكوم به مرگ است. افرادی كه زیر اشیائی نظیر میزها و اتومبیلها می‌روند در همانجا له می‌شوند.

2- سگها و گربه ها و بچه ها همگی آنها اغلب بصورت طبیعی در وضعیت جنینی كه در رحم قرار دارند ، خم می‌شوند و شما هم باید همین طور عمل كنید. این غریزه طبیعی ایمنی و اصل بقاء است. شما می‌توانید با همین شیوه در فضای خالی كوچكتری زنده بمانید. پس در زمان بروز زلزله سریع خود را كنار اشیاء بزرگ ، مانند كاناپه بزرگ و یا اجسام محكمی‌كه در مقابل ضربه كمتر فشرده می‌شوند و فضای خالی در مجاور خود باقی می‌گذارند ، قرار دهید.

3- ساختمان های چوبی از ایمن ترین نوع ساختمانها محسوب می‌شوند كه می‌توانید در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشید ، دلیل آن ساده است چونكه چوب قابل انعطاف بوده و با نیروی زلزله به راحتی حركت می‌كند . اگر ساختمان چوبی فرو ریزد فضاهای خالی بزرگی ایجاد می‌شود . همچنین ساختمانهای چوبی دارای وزن متمركز شده و خرد كنندگی كمتری هستند. ساختمانهای آجری می‌توانند در حد قطعات آجر متلاشی شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زیادی می‌شوند البته اجساد له شده ناشی از فرو ریختن آنها از صدمات حاصل از فرو ریختن قطعات بتنی بزرگ كمتر می‌باشد.

4- اگر زلزله درهنگام شب و زمانی كه شما در رختخواب خود هستید اتفاق بیفتد كافی است از روی تخت به پایین بغلتید ، یك فضای ایمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد . هتلها می‌توانند نرخ زنده ماندن ساكنان خود را در هنگام وقوع زلزله، با نصب تابلوی راهنما در پشت درب اتاقها و اطلاع رسانی به ساكنان مبنی بر اینكه " در هنگام وقوع زلزله روی زمین كنار تختخواب دراز بكشید" افزایش دهند.

5- اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشای تلویزیون هستید و فرار از در یا پنجره برایتان بسادگی امكانپذیر نیست ، در وضعیت جنینی در كنار كاناپه یا صندلی بزرگ خم شوید.

6- هر كسی كه در زمان وقوع زلزله در زیر درب قرار گیرد محكوم به مرگ است. چونكه اگر در هنگامی‌كه زیر درب قرار دارد ، چهار چوب اطراف درب به سمت جلو وعقب بیافتد ، زیر مصالح ساختمانی بالای چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستونها به طرفین بیفتند در این حالت توسط آنها به دو نیم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد.

7- هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روی پله ها نروید چونكه پله ها دارای گشتاور فركانسی متفاوتی هستند و لذا مجزا از تنه اصلی ساختمان نوسان می‌كنند. به عبارتی پله ها و بقیه ساختمان با همدیگر برخورد می‌كنند تا اینكه شكست سازه ای در پله رخ دهد و كسانی كه روی پله هستند قبل از اینكه پله خراب شود توسط گامهای پله گرفتار شده و بصورت وحشتناكی قطع عضو خواهند شد . در هنگام زلزله حتی اگر ساختمان فرونریزد باز هم از پله ها دور بمانید چونكه پله ها از مناطقی هستند كه احتمال تخریب بیشتری دارند حتی اگر پله ها توسط زلزله فرو نریزد ممكن است در اثر وزن ازدحام زیاد افرادی كه فریاد كشان از روی آن در حال فرار هستند فرو بریزد. پله ها باید پس از وقوع زلزله هر چند كه ساختمان آسیب ندیده باشد از نظر ایمنی مورد آزمایش قرار گیرند.

8- به دیوارهای محیطی ساختمان نزدیك شوید و یا در صورت امكان به بیرون از آنها بروید. هرچه داخل تر و دور تر از دیوارهای محیطی ساختمان باشید احتمال اینكه راه گریز شما مسدود شود بیشتر خواهد بود.

9- كسانی كه در هنگام وقوع زلزله در خیابانها داخل خودروی خویش می‌مانند وقتی كه خیابان طبقه فوقانی روی آنها خراب می‌شود( در اتوبانهای دو طبقه ) ، جان خود را از دست می‌دهند. این دقیقآ همان چیزی است كه در آزادراه نیمیتز (Nimitz Freeway) رخ داد و قربانیان زلزله سانفرانسیسكو همگی در داخل خودروی خود به هنگام زلزله باقی ماندند و همگی كشته شدند. آنها می‌توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در كنارآن نشسته و یا دراز كشیده بودند.كلیه خودرو های له شده بجز خودروهائی كه ستونهای پل مستقیمآ روی آنها سقوط كرده بود، دارای فضای خالی‌ای به ارتفاع 90 سانتی متر در اطراف خود بودند.
10- از خزیدن در داخل خرابه‌های دفاتر روزنامه ها و یا اداراتی كه كاغذهای انباشته زیادی در آنها وجود داشته است، دریافتم كه كاغذ دارای خاصیت ارتجاعی بوده و چندان فشرده نمی‌شوند لذا فضاهای خالی زیادی در اطراف بسته های كاغذ بوجود می‌آید كه می‌تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت   توسط  سید علوی  |